خانه / مصاحبه با بهترین پزشکان / مصاحبه با جناب آقای دکتر محبوبی

مصاحبه با جناب آقای دکتر محبوبی

به منظور آشنایی بیشتر با تخصص اعصاب و روان و همچنین آشنایی با جناب آقای دکتر اسماعیل محبوبی که از حاذق ترین متخصصان روانپزشکی و مدیر مجموعه امید فردا هستند مصاحبه ای تدارک دیدیم که در ادامه نظر مخاطبان رو به آن جلب میکنیم. متخصصان رشته روانپزشکی به تشخیص، درمان، توانبخشی و پیشگیری از بیماری‌های روانی می‌پردازند و با توجه به نوع بیماری با روش های دارودرمانی، روان‌درمانی، بستری در بیمارستان و الکتروشوک و… به درمان بیمار می پردازند.

جهت مشاهده پروفایل ایشان در داک تاپ و مطرح کردن پرسش، اینجا را کلیک کنید.

  1. برای آشنایی بیشتر مخاطبان، کمی از خودتون، تحصیلات و زمینه شغلیتون بگین.

 

دوسال از دبستان رو به صورت جهشی گذروندم و در رشته ریاضی استعداد خوبی داشتم. بیشتر از مطالعه درسی، کتاب های غیر درسی و رمان می خوندم. اون زمان سال اول متوسطه ریاضی و تجربی مشترک بود، وقتی رشته تجربی رو برای ادامه تحصیل انتخاب کردم با مخالفت معاون مدرسه مواجه شدم و یک هفته ثبت نامم رو انجام نمی دادند. در ۱۶ سالگی در رشته پزشکی شهر شیراز قبول شدم و حالا حدود ۳۰ سال میشه که پزشک هستم.

از سال ۸۳ روانپزشک شدم و در حال حاضر رئیس و مؤسس مرکز توانبخشی اعصاب و روان امید فردا هستم، در بیمارستان دولتی رازی نیز فعالیت دارم و روانپزشک مرکز مشاوره دانشگاه خواجه نصیر هستم.

  1. روزی که در این رشته پذیرفته شدین رو به خاطر دارین؟چه احساسی داشتین؟

به تهران اومده بودم و به سمت مطب دکتر نخجوانی می رفتم، اون زمان برای نتایج کنکور روزنامه چاپ می شد و من فرصت نکرده بودم روزنامه بخرم، مسافر کنارم روزنامه داشت، چند لحظه قرض گرفتم و وقتی اسمم رو دیدم روزنامه رو برگردوندم. از من پرسیدن که قبول شدی؟ گفتم بله. پرسیدن چه رشته ای؟ گفتم پزشکی! پرسید از کجا می دونی؟ گفتم هر ۱۴ انتخابم پزشکی بوده(اون موقع نمی شد ۱۰۰ تا انتخاب داشته باشی، تعداد انتخاب ها ۱۴ تا بود). رشته رو نمی دونستم ولی حتما پزشکی بود. به نظر شخص کناریم اینطور می آمد که به این موضوع اهمیت ندادم ولی در واقع اینطور نبود.

 

  1. درمورد فعالیت هایی که در مرکز توانبخشی اعصاب و روان امید فردا انجام میشه توضیح بدید لطفا.

با توجه به برخورد نامناسب افراد و جامعه، مردم معمولا در مورد پذیرش بیماری روحی و روانی مقاومت می کنند؛ حتی خیلی از پزشک ها هم بیماران رو تا قبل از مرحله آخر به سمت درست هدایت نمی کنند. یعنی اول ترجیح میدن بیماری رو به جسم مربوط کنند؛ در مرحله بعد مشاوره ، مطب ، بیمارستان دولتی، بیمارستان دانشگاهی، بیمارستان های خصوصی و … سپس در مرحله آخر که نا امید شدن و از راه دیگری نیز به نتیجه نرسیدن سراغ ما روانپزشکان می آیند.

اون تصوری که مردم از بیمارهای ما دارن(اسم نامناسب روانی و دیوانه) فقط به یک درصد از بیمارها مربوط می شه.

مجموعه ما ده ساله که فعالیت می کنه و به عنوان بهترین مرکز توانبخشی کشور معرفی شده؛ ۳۵ درصد از مراجعین ما به جامعه برمی گردن که از متوسط و استاندارد جهانی خیلی بهتره.

  1. همسرتون هم پزشک هستن. این موضوع در وضعیت حرفه ای و زندگی شخصیتون چه تاثیری داشته؟

همسرم در امور اجتماعی و اقتصادی استعداد خیلی زیادی دارن؛ مدت طولانی ای هست که دیگر طبابت نمی کنند و به مدیریت مجموعه امید فردا می پردازن.

 

 

  1. از بازده مالی شغلتون راضی هستین؟

ما به خاطر رفع مشکلات بیماران این کار رو ادامه می دیم، در واقع اگر کسی دنبال بازده مالی باشه سراغ روانپزشکی نمی ره و یکی از دلایلش اینه که اکثریت بیماران ما یا به خاطر مشکلات مالی دچار فشارهای عصبی شده اند و یا بیماری و مشکلاتی داشتند که از رشد اقتصادی این افراد ممانعت کرده.

انگیزه کاری ما بازده مالی نیست ولی مجموعه اداره می شه.

  1. بزرگترین موفقیت زندگیتون رو چی می دونید؟

بزرگ ترین موفقیت زندگی من اینه که کارم رو با عشق و علاقه انجام میدم و نتیجه کارم برام مهمه. هیچوقت بین بیماری که در مطب مراجعه می کنه و بیماری که به بیمارستان دولتی مراجعه می کنه فرقی نمی گذارم و هر کاری که باید تا زمان درمان انجام بشه رو ادامه میدم.

هر بار که بیمارها درمان میشن و دوره درمانشون با موفقیت تکمیل میشه، این برای من موفقیت است. البته ما به بیمارها توصیه می کنیم به کسی اعلام نکنند.

 

 

  1. سرگرمی ها و علایق شما در زمان اوقات فراغت از کار، چه مواردی هست؟

مطالعه و دیدن فیلم، به سینما نیز خیلی علاقه مند هستم و با فیلم “هیس دختر ها فریاد نمی زنند” ارتباط برقرار کردم. همونطور که در این فیلم می بینیم وضعیت بیماران ما نیز به همین شکله (به خاطر برخورد نامناسب، دنبال درمان بیماری و یا حتی پذیرش اون نیستن) .

در دوران نوجوانی نیز هفته ای ۱۰ تا ۱۲ کتاب می خوندم.

  1. آخرین باری که خودتون به پزشک مراجعه کردین چه زمانی و در چه موردی بوده؟

بعد از اون دوره ای که به دکتر نخجوانی مراجعه می کردم، دیگه مراجعه به پزشک نداشتم و خودم بیماریهام رو مدیریت کردم ولی هروقت کاری لازم بوده انجام دادم. البته مدتی پیش به خاطر غذایی که خوردم و لباس نامناسب احساس فشار در قفسه سینه داشتم که خانمم به اورژانس اطلاع داد ولی نوار قلب گرفتم و مشکلی هم نبود.

  1. چگونه سعی می کنید معلومات خود را بروز نگه دارید؟

در مورد حرفه خودم و زمینه های تکنولوژی و آی تی زیاد مطالعه می کنم. البته مطالعه در زمینه های دیگه ای مثل اقتصاد و سیاست هم انجام می دم. در ایران معمولا لازمه در همه زمینه ها اطلاعات پایه و ابتدایی رو داشته باشیم.

      ۱۰٫ یک خاطره خوب شغلی که در طی این سالها در ذهن شما باقی مانده، را برای ما بازگو کنید؟

در زمان دانشجویی یک عمل آپاندیس انجام دادم که به خاطر عفونت، امکان استفاده از بی حسی نبود و من کشیک بودم. بیمار درد می کشید و چون من عفونت رو از آپاندیس خارج می کردم به من پرخاش می کرد، با این حال من روی بیمار نشستم و کار درست رو انجام دادم.

     ۱۱٫فعالیت شما در دنیای اینترنت به چه صورتیه و کلا از تکنولوژی های ارتباطی جدید تا چه حد استفاده می کنین؟

برای من فرصت فعالیت در شبکه های اجتماعی پیش نمیاد، مدیریت شبکه های اجتماعی و ارتباط های مجازی با خانم دکتر هست ولی تکنولوژی های جدید رو دنبال می کنم و آشنا هستم.

      ۱۲٫درباره رویکرد خودتون در درمان بیماران برای ما بگید.

بیماریهای روانی به فاکتورهای زیادی مربوط میشه، من جمله: ژنتیک، اعتقادات و روان خود فرد و همچنین جامعه و اطرافیان. ما ابتدا به شناسایی مشکل و قبول وجودش می پردازیم و بعد از اون به برگشت بیمار به جامعه اهمیت میدیم. ایجاد امکان فعالیت های اجتماعی و پرورش جنبه های هنری بیماران هم به همین منظور دنبال میشه.

 

      ۱۳٫برای زندگی روحی روانی سالمتر خود و اطرافیانمان اگر توصیه ای دارید برای ما ذکر کنید.

راهکارهای سلامت روانی برای هر شخصی منحصر به فرده و به عبارتی لباسی هست که باید به تن هرکس دوخته بشه ولی دستورالعمل کلی اینه که هروقت مشکلی وجود داره اونو بپذیریم و اقدام مقتضی رو به موقع انجام بدیم. هرگز ناامید نشوید؛ حتی اگر از تلاش کردن بمیرید بهتر است از اینکه منتظر مرگ باشید. ناامیدی رو از گزینه ها حذف کنید و هرگز تسلیم نشوید.

      ۱۴٫در آخر اگر صحبتی هست که مایل هستید با مخاطبان ما در میان بگذارید، بفرمایید؟

در مورد بیماریهای روانی هزینه پیشگیری خیلی از درمان کمتره و هزینه های غیر مستقیم زیادی داره که محاسبه نمیشه. اجرای جلسات سلامت روان در مجموعه ها میتونه بازده هر کاری رو به مقدار چشمگیری افزایش بده؛ اما متاسفانه رویکرد مدیران  حذف این افراد و یا عدم استخدام آنهاست؛ در حالی که بعضی از این افراد خیلی کارا هستند و بیماریشون هم کاملا قابل کنترل هست. مسئولیت ما برگردوندن این افراد به جامعه و فعالیت های اجتماعی است.

در انتها از جناب آقای دکتر محبوبی کمال تشکر و امتنان را به جا می آوریم که با وجود مشغله فراوان، فرصتی در اختیار داک تاپ و مخاطبان آن قرار داده و ما را از نظرات و تجربیات ارزشمند خودشان مستفیض نمودند.

درباره ی داکتاپ